انگار من مجرمی بودم که فقط بلدبود
درمقابله اشتباهاتی که بهش ربطی نداشتنوبخیه های زخمای قدیمی
روباز کردن احساساته قلبیشوخفه کنه امااین بارمیخوام که
من بدباشم امانه ازون بدیا که حدی نداره چون ذاتا بدنیستم
اماخوبیام خیلی از حدگذشتن خیلی بخشیدم
بی هیچ چشم داشتی وبه سادگی آبu200d خوردن
دیگه نوبتی هم که باشه نوبته شماستu200d بشینین فقط تماشاکنین
اصن تعجبی هم نداره وقتی آدم از خاکه معلومه آدمیزادای بعدش
میتونن کرم هم داشته باشن الان ازون وقتاس که
بایدرفتu200d ودورشد انقدکه اگه دلتم سوختu200d وبرگشتی پشتu200d سرتم
نگاکردی نبینی کی دنبالتu200d داره نفس نفس میزنه![]()
برچسب:
نویسنده: رضا جعفری